![]() |
![]() |
|
| (به یاد دختر آزاده ندا آقا سلطان) |
|
امروز اتفاقی به این جمله برخوردم فکر نمیکنم حرف دیگری لازم باشد: براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر اين باورند که: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:40 توسط بزرگ |
|
|
عاشقان
سرشکسته گذشتند، شرمسار ترانههاي بيهنگام خويش. و کوچهها بيزمزمه ماند و صداي پا. سربازان شکسته گذشتند، خسته بر اسبان تشريح، و لَتّههاي بيرنگ ِ غروري نگونسار بر نيزههاي شان. تو را چه سود فخر به فلک بَر فروختن هنگامي که هر غبار راه ِ لعنتشده نفرينات ميکند؟ تو را چه سود از باغ و درخت که با ياسها به داس سخن گفتهاي. آنجا که قدم برنهاده باشي گياه از رستن تن ميزند چرا که تو تقواي خاک و آب را هرگز باور نداشتي. فغان! که سرگذشت ما سرود بياعتقاد سربازان تو بود که از فتح قلعهي روسبيان بازميآمدند. باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد، که مادران سياهپوش ــ داغداران زيباترين فرزندان آفتاب و باد ــ هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند! احمد شاملو |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 7:58 توسط بزرگ |
|
|
...علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.... تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.... ازبیانیه شماره ۹ میرحسین موسوی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:15 توسط بزرگ |
|
|
در حالی که شورای نگهبان شامگاه دوشنبه پس از "بازشماری" برخی از صندوق های رای نظر آیت الله خامنه ای رهبر حکومت اسلامی را در مورد صحت انتخابات تائید کرد، انتشار عکس هایی از بازشماری آرا در خبرگزاری دولتی ایرنا مجددا خبرساز شد.
اظهارات امیدوار رضایی تنها اندکی بعد با انتشار عکس های بازشماری آرا از سوی خبرگزاری دولتی ایرنا و محتوای این عکس ها تائید شد. اما عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به انتشار این اسناد که به نظر می رسد به طور ناخواسته از سوی خبرگزاری دولت انتشار یافته، به اظهارات امیدوار رضایی درمورد دست خط های مشابه اشاره کرد و خواستار برخورد قوه قضائیه با کسانی شد که انتخابات را زیر سوال می برند: "این موضوع از همان بخش هایی است که قوه قضائیه باید به آن رسیدگی کند و با کسانی که این شائبه ها را درست می کنند برخورد کند." |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 15:40 توسط بزرگ |
|
|
آن وقت ها که بچه مدرسه ای بودیم معلمی داشتیم به اسم آقای نگهبان.این آقا معلم ریاضیات درس میداد وبسیار هم در صحیح کردن ورقه بد پیله بود واکثر نمراتش وجبی بود.این بود که همیشه عده ای به نتایج معترض بودند اما یک بار دیگر شورش را درآورد. و وقتی بچه ها اعتراض کردند گفت نمرات درست است!داد و قال و هوار همه که بالا گرفت گفت باشد دوباره ورقه ها را صحیح میکنم اما اگر اشتباه نشده بود خودتان میدانید.ما هم ناچارا قبول کردیم بعد از دو هفته ورقه ها را آورد سر کلاس وظاهرا جلوی ما (روی میز خودش)شروع به صحیح کردن آنها کرد.بعد هم ورقه ها راجمع کرد و گفت:اشتباهی نشده بود اما چون وقت مرا گرفتید از همه دو نمره کم میکنم.وجواب اعتراض مجدد ما هم ترکه هایی بود که با محبت تمام بر کف دست ما نشاند وجند نفر را هم از کلاس بیرون کرد پ.ن۱:این یک داستان خیالی بود! پ.ن۲:هرگونه شباهت بین آقای نگهبان و شورای نگهبان تصادفی میباشد!! پ.ن۳:بیشتر شدن رای احمدی نژاد هم ربطی به این داستان ندارد!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 2:57 توسط بزرگ |
|
|
ديريست گاليا!
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست هر چيز رنگ آتش و خون دارد اين زمان هنگامه ي رهايي لبها و دست هاست عصيان زندگي است در روي من مخند! شيريني نگاه تو بر من حرام باد! بر من حرام باد از اين پس شراب و عشق! بر من حرام باد تپشهاي قلب شاد! ياران من به بند، در دخمه هاي تيره و غمناک باغشاه در عزلت تب آور تبعيدگاه خارک در هر کنار و گوشه ي اين دوزخ سياه زودست گاليا! در من فسانه ي دلدادگي مخوان! اکنون ز من ترانه ي شوريدگي مخواه! زودست گاليا! نرسيدست کاروان ... روزي که بازوان بلورين صبحدم برداشت تيغ و پرده ي تاريک شب شکافت، روزي که آفتاب از هر دريچه تافت، روزي که گونه و لب ياران هم نبرد رنگ نشاط و خنده ي گمگشته بازيافت، من نيز باز خواهم گرديد آن زمان سوي ترانه ها و غزلها و بوسه ها سوي بهارهاي دل انگيز گل فشان سوي تو، عشق من .... هوشنگ ابتهاج
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:21 توسط بزرگ |
|
|
اگرباید بمیریم،نگذارید چون خوکها بمیریم
اسیر وساکن در جایی لجنزار وسگهای گرسنه ودیوانه درگرد ما پارس کنند وبرسرنوشت لعنت زده ما بخندند اگرباید بمیریم،آه،بگذارید نجیبانه بمیریم تاخون گرانبهای ما به عبث نریزد آنگاه حتی دیوهایی که با آنها در نبردیم با اینکه بمیریم ناگریر خواهند بودما را بزرگ بدارند ای هم دودمانان ما باید با دشمن مشترک روبه روشویم اگرچه بیش از مایند وافزون ترند باید که دلیری نشان دهیم درمقابل هزار ضربه آنان یک ضربه مرگ آور فرود آوریم چه باک اگر در برابرمان گور دهان بگشاید مردانه با گروه آدمکش نامرد روبه رو میشویم دیوار را پشت پناه میگیریم وپیکار میکنیم کلود مک لی پ.ن:با اینکه مراسم امروز مسجد قبا مجوز داشت اما سگهای هار،دوباره درخیابان به مردم حمله کردند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 22:44 توسط بزرگ |
|
|
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد؛/هم رونق زمان شما نيز بگذرد. اين بوم محنت از پی آن تا کند خراب،/بر دولت آشيان شما نيز بگذرد. باد خزان نکبت ايام ناگهان/بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد. آب اجل - که هست گلوگير خاص و عام -/بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد. ای تيغ تان چو نيزه برای ستم دراز!/اين تيزی ی سنان شما نيز بگذرد. چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد،/بيداد ظالمان شما نيز بگذرد. در مملکت، چو غرش شيران گذشت و رفت؛/اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد. آن کس که اسپ داشت، غبارش فرو نشست،/گرد سم خران شما نيز بگذرد. بادی - که در زمانه بسی شمع ها بکشت -/هم بر چراغدان شما نيز بگذرد. زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت؛/ناچار کاروان شما نيز بگذرد. ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن!/تاثير اختران شما نيز بگذرد. اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد؛/نوبت ز ناکسان شما نيز بگذرد. بيش از دو روز نبود از آن دگر کسان؛/بعد از دو روز از آن شما نيز بگذرد. بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم؛/تا سختی ی کمان شما نيز بگذرد. در باغ دولت دگران بود مدتی/اين گل؛ ز گلستان شما نيز بگذرد. آبی ست ايستاده در اين خانه مال و جاه؛/اين آفتاب ناروان شما نيز بگذرد. ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طمع!/اين گرگی ی شبان شما نيز بگذرد. پيل فنا - که شاه بقا مات حکم اوست -/هم بر پياده گان شما نيز بگذرد. ای دوست! خواهم که به نيکی دعای سيف،/يک روز بر زبان شما نيز بگذرد سیف فرغانی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:21 توسط بزرگ |
|
|
دوست من جناب نادری عزیز:در تذکره الاولیا خواندم که بزرگی فرموده بود:ما گوهر را عزیز میداریم حتی اگر درخلاب افتاده باشد.این لس آنجلسی ها حرف مفت زیاد میزنند.من هم در این امر با همه موافقم! خوبی این انتخابات این بود که دست خیلی ها روشد.اولا مشتی راحت طلب وشیاد نشسته اند و هر کدام یک تئوری احمقانه رو کرده اند وجالب اینجاست که این روزها در انقلابی شدن،دارند از هم سیقت میگیرند اخیرا به جای برنامه سیرک ودلقک بازی میشود این برنامه ها را دید که با این جملات برای هم خط ونشان میکشند:تو تا حالا کجا بودی که یکمرتبه مبارز شدی؟مگر از روی نعش من بگذری که بتوانی رهبری اوضاع را به دست بگیری!!! اما جناب نادری همانطور که بسیار به ندرت میشود در حرف های رئیس جمهور نامشروع،حرف حساب پیدا کرد،در صحبت های این گروه هم حرف حساب پیدا میشود.پس ما گوهر راعزیز میداریم حتی اگر در خلاب افتاده باشد.از طرف دیگر تا قبل از انتخابات ما دشمنی با احمدی نژاد نداشتیم،منتقد بودیم اما اینکه نخواهیم سر به تنش باشد،نبودیم آنچه این حال را درما بوجود آورد،خود،خود،خود او بودنه هیچ رادیو یا تلوزیون بیگانه.پایمال کردن حق مردم یعنی حق الناس را به گردن گرفتن.شما میخواهید شریکش باشید؟بسم .ا... اما من هیچ گاه چنین شهامتی ندارم.من تا آخرین لحظه،با احمدی نژاد برای همین حق الناس+خون مردم بیگناه،مخالفت خواهم کرد دراین شک نکنید.ضمنا حافظ شعری دارد که گویا مخصوص شما سروده است: دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی؟ اگر از دید شما ماها برخطا(ولابدکافر)هستیم،چرا زحمت خواندن مطالب مارا به خود میدهید؟اگر حرف منطقی دارید ما میشنویم در غیر این صورت میخواهید دلایل ما را بار دیگر بشنوید؟ پ.ن هم خطاب به شماست! پ.ن: علی کفاشیان در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: "ما باید قوانین را رعایت کنیم و این امکان وجود دارد که واکنشی به حرکت این بازیکنان نشان دهیم". بعد از بازی ایران و کره جنوبی در سئول، اعلام شد که بازیکنان به دلیل نذر حضرت ابوالفضل از مچ بندهای سبز رنگ استفاده کردند. اما آقای کفاشیان گفت: "مگر نذر یک نیمه ای می شود؟".ما در نامهاي كه براي فيفا ارسال كرديم پرسيديم كه آيا بر اساس بند 6 كدهاي اخلاقي فيفا، اگر برايمان مسجل شد كه بازيكنان به دليل مسائل سياسي از اين مچبندها استفاده كردهاند، چه جريمهاي را براي آنها در نظر بگيريم؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:25 توسط بزرگ |
|
|
آقای رئیس جمهور نامشروع:در دنیا دیکتاتوران بسیاری آمده ورفته اند.دنیا چنگیزها،هیتلرها،نرون ها دیده است.مطمئنا آنهادر خشونت و وحشیگری دست یکدیگر را از پشت میبندند اما با همه بدی ها در یک نکته مثبت متفق القول هستند:آنها دنیا را نابود کردند که مردم خود را اعتبار دهند.هر شخصی که دوخط تاریخ خوانده باشد با من موافق است که چنگیز یا هیتلر از کشت پشته ساختند برای اعتبار مغول یا ژرمن...شرمنده ام که بگویم شما از پست ترین دیکتاتورهای عالم پست ترید که قوم خود را به خاک وخون کشیدید. از آن جا که ندا آقا سلطان،مظهر مظلومیت و آزادیخواهی ایران امروز است،برآن شدیم که در یک فراخوان وبلاگی ،لا اقل،به مدت چهل روز(تا چهلم ندا)نام وبلاگ را به ترکیبی از نام او(ندا)تغییر دهیم باشد که قطره ای از دریای ایثار این شهیدان را پاس داشته باشیم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 6:54 توسط بزرگ |
|
|
سیاه پوش وسرتاپا غرق درتجهیزات.آرام ،منظم وبدون هیچ احساسی مثل یک روبات.ماشینی که تنها برای زدن وزدن وزدن تاحد مرگ برنامه ریزی شده است.بدون هیچ ترحمی وبدون هیچ تاثری.نه ناله ونه فریاد ونه ضجه،بر روی او تاثیری ندارد.تنها بوی خون است که او راجری تر میکند مثل یک گرگ نه مثل یک کفتار....این آدمخوارها راکی وکجا تربیت کردید آقای احمدی نژاد؟حتما با کمک دوستان روس تان. ممکن است شما عناوین دهن پرکن مانند سربازان اسلام به آنها ببندید اما واقعیت این است که آنها تنها یک نام دارند:مزدوران جلاد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 7:11 توسط بزرگ |
|
|
چندین سال پیش در چنوب به یک عروسی رفته بودیم.عروسی پسر یکی از دوستان به نام ناخدا واعظ.آن موقع ها من بچه بودم.ناخدا مردی باهیبت بود وهمه کم وبیش از او حساب میبردند.درآن شب مجلس مردانه در حیاط خانه وزنانه در اندرونی برقرار بود.نمیدانم به فکر کدام شیرپاک خورده ای رسید که ناخدا باید برقصد(بندری).این به آن بگو،رسید به گوش ناخدا.ناخدا سگرمه ها را درهم کرد و نهیب زد که حجالت نمیکشید؟اولش همه کمی عقب نشستند اما بعد جوانترها گفتند هرطورهست باید موفق شویم این بود که نی همبانه وسنج ودمام وهرچه داشتند آوردند وسط ومجلس راچنان گرم کردند که نگو ونپرس.در این میان عارف،برادرزاده اش گفت ببینید ناخدا از شون(شانه)برقص اومد!!! نگاه کردیم دیدیم ناخدا تحت تاثیر جمع دارد شانه بالا می اندازد.یکی گفت خوب چه فایده؟عارف گفت ناخدا همیشه اول از شون برقص میاد.....القصه خبر اینکه شورای نگهبان پذیرفته که تخلافات ناچیزی(۳ملیون رای)در حوزه های محدودی(۵۰)شهرستان انجام شده است،مرا یاد ناخدا واعظ و از شون به رقص آمدن او انداخت که رقص تمام عیار را در پی داشت... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:59 توسط بزرگ |
|
|
ندا آقا سلطان یا ندا صالحی آقا سلطان، متولد ۱۳۶۱ (۲۷ ساله)، دانشجوی فلسفه در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی)، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان دادن وی بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت. «ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته میشود. شرح واقعه وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسیهایش در تظاهرات شرکت داشتهاست. وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب میافتد که در این هنگام (حدود ساعت ۷ عصر)، یکی از ۲ لباس شخصی موتور سوار، قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار میدهد. پزشکی با دست سعی در بندآوردن خون میکند اما وی چند لحظه بعد در دستان استادش جان میسپارد خاکسپاری و مراسم یادبود ظهر روز یکشنبه ۳۱ خرداد پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانوادهاش تحویل شد. خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شد. مراسم یادبود ندا قرار بود در اول تیرماه ساعت ۵ تا ۶٫۳۰ در مسجد نیلوفر {واقع در تهران، خیابان مهناز، خیابان آپادانا (خیابان خرمشهر)} برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شدهاست. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شدهاست که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند. با تشکر از وبلاگ: یادداشت های من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 8:48 توسط بزرگ |
|
|
رادان میگوید ما از سلاح گرم استفاده نمیکنیم اما این دختر با گلوله به شهادت رسیده است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 3:32 توسط بزرگ |
|
|
اگر کسی سایتی برای آپلود ویدئو که فیلتر نباشد میشناسد در نظرات خصوصی برایم بنویسد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:37 توسط بزرگ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یاس های سپید میهنم
یاس های کبود میهنم یاس های پرپر شده وطنم یاس های جوان میهنم بوی آزادی خواهی تان جهان را فراگرفته یاس های جوان میهنم ایران از آن شماست پاسداری اش کنید. |
| پیوندهای روزانه |
|
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|